الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
781
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
تفسير « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ » « 1 » ، يعنى : [ « نرسيده و نخواهد رسيد هيچ بليّه در زمين و نه در نفسهاى شما ، مگر آنكه در لوح محفوظ ثبت شده ، پيش از آنكه نفسها يا آن مصيبت را بيافرينيم ] تا اندوهگين نشويد و غم نخوريد بر آنچه از شما فوت شده » . حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : اين آيه ، از جملهء آن چيزهاست كه على عليه السلام به آن مخصوص گرديده ( و مراد ، اين است كه على عليه السلام مخاطب است به اين خطاب كه در باب فوت امامت ظاهرى و اظهار حق باطنى اندوه نخورد ) . « وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » « 2 » ، يعنى : « شادمان مگرديد به آنچه داد شما را » . حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : اين آيه نازل شد در شأن ابى فلان ( يعنى . . . و ياران او . . . ) يكى مقدّم است و يكى مؤخّر ( اما مقدّم ، خلافت على است كه پيش از فوت رسول تصريح به آن شد ، و امّا مؤخّر ، فتنه خلافت . . . است كه بعد از وفات رسول برپا كردند و حضرت هر دو را بيان فرموده و مىفرمايد : ) غم مخوريد بر آنچه شما را فوت شده از آنچه على عليه السلام به آن مخصوص بود ، و شاد مشويد به آنچه به شما داده از آن فتنهاى كه بعد از رسول خدا شما را عارض شد . پس الياس گفت كه : شهادت مىدهم به اينكه شما صاحبان حكمى هستيد كه اختلافى در آن نيست . بعد از آن ، بر خاست و رفت و او را نديدم » ( يعنى : از نظر غايب شد ) . 646 / 2 . از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « در بين اينكه پدرم حضرت باقر عليه السلام نشسته بود و در نزد آن حضرت جماعتى بودند ، ناگاه به خنده افتاد و چنان خنديد كه چشمهاى آن حضرت پر از اشك شد ، بعد از آن فرمود كه : آيا مىدانيد كه چه چيز مرا به خنده آورده ؟ » . امام صادق فرمود كه : « آن جماعت عرض كردند : نه ، پدرم فرمود كه : ابن عبّاس گمان كرده بود كه از جمله كسانى است كه گفتند : پروردگار ما خداست ، بعد از آن استقامت به هم رسانيدند . « 3 » به او گفتم كه : اى پسر عباس ، آيا فرشتگان را ديدهاى كه تو را خبر دهند به دوستى خويش با تو در دنيا و آخرت با ايمنى از ترس و اندوه ؟ حضرت فرمود كه : ابن عباس گفت : به درستى كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » « 4 » ، يعنى : « جز اين نيست كه مؤمنان برادرانند » . و همهء امت در اين حكم داخلاند . پس من خنديدم . چه ، آيه بر مطلب دلالت نمىكند . بعد از آن ، گفتم : راست گفتى كه مؤمنان برادرانند ، يا در آنچه
--> ( 1 ) . حديد ، 23 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا ( فصّلت ، 30 ) . ( 4 ) . حجرات ، 10 .